تو گرم درسی و من گرم کندن اسمت
به گوشه گوشه هر میز و باز دانشگاه"
دم غروب و حضور خسته اشیاء
هوای وسوسه آمیز و باز دانشگاه
دوباره قصه سیب است و آدم و حوا
دوباره قصه پرهیز و باز دانشگاه
حدیث یک دل تنگ است و یک حضور بزرگ
حدیث کاسه لبریز و باز دانشگاه
...و عاقبت من و تو می رویم و می ماند
دوباره زخم دل میز و باز دانشگاه
وبلاگ و اما ع.ش.ق
یادش بخیر
یکی از معدود وبلاگهایی که عاشق شعراش بودم ...که به ناگاه گفت موهبت شعر گفتن از من گرفته شده
اینم از شانس من بوده دیگه
برچسب:
نویسنده: سارا کوهی